معنی جمازة
5 بازدید
[ جَ مْ ما زَ ] (ع ص) مؤنث جماز. (منتهی الارب). اشتر گام زن. (اقرب الموارد). اشتر رونده. (مهذب الاسماء). احتمالا معرب جان باز. (یادداشت مؤلف). ج، جمایز. (مهذب الاسماء). رجوع به جماز و جان باز در همین لغت نامه شود. - جمازه بان؛ مجمز. (ربنجنی). جمازه سوار.[ جُ مْ ما زَ ] (ع اِ) دراعه از صوف که آستین های آن تنگ باشد. (منتهی الارب) (آنندراج).[ جُ مْ ما زَ ] (اِخ) نام اسب عبداللََّه بن حنتم که از نجیب ترین اسبان عرب بود. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جمازة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زة» برای سرودن شعر