معنی جلیلی
4 بازدید
[ جَ ] (ص نسبی) نسبت است به جلیل. (منتهی الارب). رجوع به جلیل شود.[ جَ ] (اِخ) ابومسلم جلیلی از تابعیان است، وی منسوب است به جلیل که گروهی هستند بیمن یا به ذی الجلیل که نام وادیی است بیمن. (از منتهی الارب).[ جَ ] (اِخ) دهی از دهستان رباط سرپوشیده بخش حومهٔ شهرستان سبزوار. واقع در ۲۰کیلومتری خاور سبزوار، کنار جادهٔ قدیمی سبزوار به نیشابور. جلگه، معتدل، سکنه ۸۲۲ تن شیعه و فارسی زبان هستند. آب آن از قنات، محصولش غلات، پنبه، شغل اهالی زراعت و کرباس بافی راه آن اتومبیل رو است. مزرعهٔ خوشاب جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «جلیلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر