معنی جلگه
6 بازدید
[ جُ گَ / گِ ] (اِ) زمین مسطح دارای گیاه. (فرهنگ نظام). زمین هموار و دشت و هامون. (ناظم الاطباء). || ملک و کشور. (ناظم الاطباء).[ جُ گِ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای حومهٔ خاوری شهرستان گلپایگان. این دهستان در جنوب خاوری شهرستان گلپایگان واقع شده و حدود آن بشرح زیر است: از شمال بدهستان کنار رودخانه، از جنوب بخونسار از خاور به بخش میمه از باختر به پشتکوه. موقع طبیعی آن جلگه و هوای آن معتدل و سالم است. آب آن از چشمه و چاه و قنوات. این دهستان از ۱۸ آبادی کوچک و بزرگ تشکیل گردیده و جمعیت آن در حدود ۱۶۵۰۰ تن و قراء مهم آن عبارتند از گوکه، کنجدجان، نیوان سوق، نیوان نار، فیلاخص، آرجان، اسفرنجان، سرآور. (از فرهنگ جغرافیائی ایران جلد ۶).
کلمات همقافیه با «جلگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر