معنی جلوهگری
4 بازدید
[ جِ لْ وَ / وِ گَ ] (حامص مرکب) ظهور. || ناز و کرشمه و دلبری. || تابش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جلوهگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر