معنی جلودار
5 بازدید
[ جِ لَ ] (نف مرکب) نوکری که عنان اسب و غیره را گرفته مقدم آن میرود. || کسی که چندین اسب و قاطر بارکش دارد و بکرایه میدهد و چاروادارها زیر دست دارد. (فرهنگ نظام). رجوع به جلو شود.
کلمات همقافیه با «جلودار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر