معنی جلنظی
6 بازدید
[ جَ لَ ظا ] (ع ص) سطبردوش و نون آن زاید است. (منتهی الارب). ستبردوش. (ناظم الاطباء). || مرد ستان خفتهٔ پاها بلند داشته. || بر پهلو خفته پاها دراز کرده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جلنظی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظی» برای سرودن شعر