معنی جلم

معنی جلم

4 بازدید
[ جَ ] (ع مص) بریدن. (منتهی الارب). قطع کردن. (از اقرب الموارد). || گرفتن گوشت از استخوان. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب): جلم الجزور؛ اخذ ما علی عظامها من اللحم. (اقرب الموارد). || فریز کردن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب): جلم الصوف؛ جزه. (اقرب الموارد).
[ جَ لَ ] (ع اِ) نوعی از گوسپندان طائف که پاهای آنها دراز و بی موی باشد. || تکه از گوسپندان و آهوان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || کار فریز. (منتهی الارب). مقراض. و جَلَمان بلفظ تثنیه مثل آن است چنانکه گویند: مقراض و مقراضان و قلم و قلمان و در این صورت جلمان مانند مفرد اعراب می پذیرد و میتوانی بگویی: شریت الجلمان یا الجلمین. (از اقرب الموارد). || کنه. || داغی است شتران را. || ماه. || ماه نو. (منتهی الارب). || جَدی. (اقرب الموارد). بزغاله. (منتهی الارب). || مشراط. (اقرب الموارد).
[ جِ ] (ع اِ) پیه روده و شکنبهٔ گوسفند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ جِ ] (اِخ) نام ولایتی است از ملک پنجاب. (برهان). جیلم. (حاشیه برهان). رجوع به جیلم شود.

کلمات هم‌قافیه با «جلم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید