معنی جلفری
6 بازدید
[ جُ فَ ری ی ] (ص نسبی) نسبت است به جلفر. (از معجم البلدان).[ جُ فَ ری ی ] (اِخ) محمدبن حسن بن علی بن احمد قزاز مکنی به ابونصر از فقیهان فاضلی بود که بعراق و شام سفر کرد و از استادان بسیاری حدیث شنید. وی از پدرش ابوالعباس و جز او روایت کند و از وی ابومحمد حسین بن مسعود فراء بغوی روایت دارد. وفاتش به سال ۴۶۳ هـ . ق. اتفاق افتاد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جلفری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر