معنی جلعد
4 بازدید
[ جَ عَ ] (ع ص) خر کوتاه. || زن کلانسال. (منتهی الارب). || درشت و استوار: ناقه جلعد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ جَ عَ ] (اِخ) موضعی است ببلاد قیس. (منتهی الارب). || نام موضعی است و جریر در بعضی از اشعار خود از آن یاد کند. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جلعد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عد» برای سرودن شعر