معنی جلط
6 بازدید
[ جَ ] (ع مص) دروغ گفتن و سوگند یاد کردن. || برکشیدن شمشیر از نیام. || ستردن موی سر را. || پوست بازکردن از آهوی ماده. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || ریخ زدن. (منتهی الارب): جلط بسلحه؛ رمی به. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جلط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لط» برای سرودن شعر