معنی جلز
7 بازدید
[ جُ لَ ] (اِ) حلفا است. (از یادداشت های دهخدا).[ جَ ] (ع اِ) سِنانِ زفت. ج، جِلاز. (مهذب الاسماء). || پی پیچیده در اطراف تازیانه. || میانهٔ تازیانه. || حلقهٔ گرد در اسفل آهن نیزه. || قبضهٔ تازیانه. (منتهی الارب). || جلز. رجوع به جلبان شود. (از تذکرهٔ ضریر انطاکی ص ۱۱۱).[ جَ ] (ع مص) تیز رفتن: جلز فی الارض. || نوردیدن و پیچیدن و کشیدن و برکندن. || پی پیچیدن بر دستهٔ کارد و غیر آن. (منتهی الارب). || بر چیزی پیچیدن. (زوزنی). پی زدن بر جای. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «جلز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لز» برای سرودن شعر