معنی جلذی
7 بازدید
[ جُ ذی ی ] (ع ص، اِ) شتر استوار درشت. (منتهی الارب). || صانع و کارگر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || راهب. (اقرب الموارد). پارسای ترسایان. (منتهی الارب). || خادم کلیسیا. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || رفتار سبک و تیز. (منتهی الارب). ج، جَلاذیّ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جلذی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذی» برای سرودن شعر