معنی جلدی کردن
5 بازدید
[ جَ کَ دَ ] (مص مرکب) تصرم. (تاج المصادر بیهقی). تَجَلُّد. جلدی نمودن : به جنگ جلدی کردند لیکن آخر کار به تیر سلطان بردند عمر خویش به سر. فرخی. ... طاهر جلدی کرد و خردمندی چون گفته بود او معتمد است، قول او را خلاف نیاورد. (تاریخ سیستان). ای برادر بیا و جلدی کن ... چو آنچنان بینی.خاقانی. قوم گفتندش مکن جلدی برو تا نگردد جامهٔ جانت گرو. مولوی (مثنوی).
کلمات همقافیه با «جلدی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر