معنی جلدکی

معنی جلدکی

5 بازدید
[ ] (اِخ) ایدمربن عبداللََّه یا ایدمربن علی بن ایدمر مصری یا عزالدین علی یا علی بن محمدبن ایدمر. حکیمی است فاضل که در کیمیا دست داشته است. وی از مردم جلدک دیهی در دو فرسنگی مشهد بود و به دمشق و قاهره رفت و به سال ۷۵۰ یا ۷۶۲ هـ . ق. در قاهره درگذشت. تألیفات بسیاری دارد. او راست: ۱ -انوارالدرر فی ایضاح الحجر. ۲ -البدر المنیر فی خواص الاکسیر. ۳ -البدر المنیر فی ینبوع الاکسیر. ۴ -البرهان فی اسرار علم المیزان. ۵ -التعریب یا التقریب فی اسرار علم الترکیب. ۶ -الدر المنثور فی شرح صدرالشذور. در این کتاب قسمت اول کتاب شذورالذهب ابوالحسن علی بن موسی انصاری کیماوی را شرح کرده است. ۷ -الدر المنیر و المصحف الکبیر. ۸ -زراعة الذهب (نهایة المطلب). ۹ -سراج الاذهان فی شرح البرهان و این شرح کتاب برهان خود اوست. ۱۰ -غایةالسرور فی شرح دیوان الشذور. و این شرح شذورالذهب است. ۱۱ -غنی الملهوف فی اسرار الترکیب. ۱۲ -کشف الستور. ۱۳ -کنزالاختصاص و درةالغواص فی معرفة اسرار علم الخواص. ۱۴ -المصباح فی اسرار علم المفتاح. دو کتاب اخیر در بمبئی به چاپ رسیده است. ۱۵ -المکتسب من المکتسب. ۱۶ -نتایج الفکر فی علم الحجر. این کتاب در قاهره چاپ شده است. (اعیان الشیعه) (الذریعه) (ریحانة الادب ج ۱ ص ۲۷۲).

کلمات هم‌قافیه با «جلدکی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید