معنی جلجلة
6 بازدید
[ جَ جَ لَ ] (ع مص) آمیختن. || روشن آواز شدن اسب. || سخت تافتن زه را. || جنبانیدن چیزی به دست. (منتهی الارب) (آنندراج). || زنگله بستن. (از اقرب الموارد). || بانگ کردن رعد. || جنبانیدن زنگل و درای و مثل آن. || تحریک و شدّت صوت. (از یادداشت های دهخدا). || (اِمص) سختی آواز. || (اِ) وعدهٔ بد. || بانگ زنگله. || آواز تندر. (از آنندراج). بانگ تندر. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «جلجلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر