معنی جلجب
7 بازدید
[ جَ جَ ] (ع ص) پیر ضَخم. (از یادداشت های دهخدا). جِلجاب. جلجابة. پیر فرتوت و کلان که موی پیش سرش افتاده باشد. (منتهی الارب).[ جِ جَ ب ب ] (ع ص) دراز. طویل. (منتهی الارب).[ جَ جَ ] (اِخ) نام مردی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ جَ جَ ] (ع ص) جلجاب. (منتهی الارب). رجوع به جلجاب شود.
کلمات همقافیه با «جلجب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جب» برای سرودن شعر