معنی جلبیز

معنی جلبیز

6 بازدید
[ جَ / جِ ] (اِ) به معنی کمند باشد و عرب مقود خوانند. (برهان): روا نبود به زندان و بند بسته تنم اگر نه زلفک مشکین تو بدی جلبیز. طاهر فضل (از آنندراج). || صلی الله علیه و آله و سلم مفسد و غماز. (برهان): به عهد او نبود کام ظالم و جابر به دور او نبود قدر مفسد و جلبیز. شمس فخری (از آنندراج). بالفتح و یای مجهول، به معنی غمّاز و مفسد و در قاموس جِلواز بالکسر، پیادهٔ کوتوال و چاوش که مردم را گیرند و غمازی کنند آمده. ظاهراً معرب کرده اند. (از آنندراج) (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۳۱۶). و رجوع به جِلواز و جَلویز شود.

کلمات هم‌قافیه با «جلبیز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید