معنی جلبک
5 بازدید
[ جُ بَ ] (اِ مرکب) جلبک. چیزی باشد سبز مانند ابریشم که در روی آبها بهم میرسد. و بعربی طحلب خوانند. (برهان). خزه. خمزه. جل وزغ.
کلمات همقافیه با «جلبک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بک» برای سرودن شعر