معنی جلباب
10 بازدید
[ جِ ] (ع مص) جلباب پوشیدن. (از اقرب الموارد) رجوع به جلببة شود.[ جِ ] (ع اِ) پیراهن و چادر زنان. || معجر یا چادری که زنان لباس خود را از بالا بپوشند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || دانهٔ خلر. (منتهی الارب). ج، جلابیب. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ جِ لِ بْ با ] (ع اِ) جِلباب. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به جلباب شود.
کلمات همقافیه با «جلباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر