معنی جلاهق
6 بازدید
[ جُ هِ ] (معرب، اِ) کمان گروهه. (منتهی الارب). بندق. (اقرب الموارد). || کمان. (ازاقرب الموارد). || بافنده. (ناظم الاطباء). حائک. || کلافهٔ ریسمان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جلاهق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هق» برای سرودن شعر