معنی جلال جعفر

معنی جلال جعفر

6 بازدید
[ جَ جَ فَ ] (اِخ) اصلش از فراهان است از توابع قم. وی مردی کریم و اهل فتوت و مروت بوده و همواره از زراعت و دهقانی تحصیل نعمت کرده و اوقات صرف خدمت عرفاء و فضلاء و شعرا مینموده و طبع خوشی داشته. دولتشاه سمرقندی نوشته که هزار بیت درخور مخزن الاسرار شیخ نظامی گفته است. از مثنوی او این چند شعر انتخاب میشود: برزگری داشت یکی تازه باغ لاله درخشنده در او چون چراغ بر سر هر شاخ سراینده ای عقل بری هوش رباینده ای صاحب بستان چو یکی ژنده پیل از هوس اندر بغل آورده بیل آب روان کرده بهر گوشه ای توشهٔ جان داده بهر خوشه ای. رجوع به آتشکدهٔ آذر چ شهیدی ص ۲۳۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «جلال جعفر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید