معنی جلالة
5 بازدید
[ جَ لَ ] (ع مص) در همهٔ معانی رجوع به جَلال شود. - لفظ جلالة، اسم جلالة؛ لفظ اللََّه است که در جزوی از اجزای مصحف مجید متواتر پهلوی هم واقع شده و بنا بر تکرار جلالتین گویند. ارباب تفسیر نوشته اند که در اثنای قرائت جلالتین هر دعا که شود درجهٔ قبول یابد. بعضی گویند اسم اعظم همین است. (آنندراج).[ جُ لَ ] (ع ص) مؤنث جُلال بمعنی بزرگ و بزرگ قدر. || ناقهٔ بزرگ. (منتهی الارب).[ جُ لْ لا لَ ] (ع ص) مؤنث جُلاّل. (منتهی الارب). رجوع به جلال شود.[ جَ لْ لا لَ ] (ع ص) حیوانی که پلیدی انسان خورد. (ناظم الاطباء). ماده گاو پلیدی خوار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و در حدیث است: نُهی عن لحوم الجلالة. (اقرب الموارد). نُهی عن لبن الجلالة. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جلالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر