معنی جلالالدین چاولی
4 بازدید
[ جَ لُدْ د نِ ] (اِخ) (اتابک) پس از خمارتکین از طرف سلاجقه به اتابکی فارس رسید و تا سال ۵۱۰ هـ . ق. در این مقام باقی بود و مکرر با بازماندگان ملوک شبانکاره زدوخورد کرد و از جمله با نظام الدین یحیی بن حسنویه و پسران او جنگها نمود و عاقبت در ۵۱۰ در ضمن گیرودار با نظام الدین محمود پسر نظام الدین یحیی، رعافی بر او عارض شده جان سپرد. (تاریج مغول ص ۳۸۱).
کلمات همقافیه با «جلالالدین چاولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر