معنی جلال‌الدین عتیقی

معنی جلال‌الدین عتیقی

5 بازدید
[ جَ لُدْ د نِ عَ ] (اِخ) از شاعران است و اشعار بسیار خوب دارد. او راست: از خاک کف پایت هر گرد که برخیزد جانهاش فروبارد دلهاش فروریزد آن برق که سوزد عقل از ابر غمت آید و آن بوی که جان بخشد از خاک درت خیزد سودای توام در خاک سرمست بخواباند بوی تو ز خاکم باز دیوانه برانگیزد از تو نبرم صد ره چون عود اگرم سوزی دود دلم آید باز در دامنت آویزد ای جان عتیقی کی با عشق برآید عقل با شاه کجا یارد هر سفله که بستیزد. (مجالس النفایس چ بانک ملی ص ۳۲۹).

کلمات هم‌قافیه با «جلال‌الدین عتیقی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید