معنی جلالالدین عتیقی
5 بازدید
[ جَ لُدْ د نِ عَ ] (اِخ) از شاعران است و اشعار بسیار خوب دارد. او راست: از خاک کف پایت هر گرد که برخیزد جانهاش فروبارد دلهاش فروریزد آن برق که سوزد عقل از ابر غمت آید و آن بوی که جان بخشد از خاک درت خیزد سودای توام در خاک سرمست بخواباند بوی تو ز خاکم باز دیوانه برانگیزد از تو نبرم صد ره چون عود اگرم سوزی دود دلم آید باز در دامنت آویزد ای جان عتیقی کی با عشق برآید عقل با شاه کجا یارد هر سفله که بستیزد. (مجالس النفایس چ بانک ملی ص ۳۲۹).
کلمات همقافیه با «جلالالدین عتیقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر