معنی جلالالدولة
6 بازدید
[ جَ لُدْ دُ لَ ] (اِخ) ابن بهاءالدولةبن عضدالدولةبن رکن الدولةبن بویه مکنی به ابوطاهر از وزرای دیلمیان است. وی نخست از طرف برادر حاکم بصره بود و سپس بیست وپنج سال در بغداد امارت کرد و در زمان خلافت القادرباللََّه در بغداد امیرالامراء شد. در عهد او ترکان بر بغداد مستولی شدند و هر یک بولایاتی حاکم گشتند. وی خطی نیکو داشت و با علماء مجالست میکرد و به سال ۴۳۵ هـ . ق. در بغداد درگذشت. (تاریخ گزیده چ لندن ص ۳۴۱). و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۳۰۹، ۳۱۰، ۴۳۵، ۴۳۷ و مجمل التواریخ و القصص چ خاور ص ۲۰ و دستور الوزراء ص ۱۱۶، ۱۲۲، ۱۲۳ شود.[ جَ لُدْ دُ لَ ] (اِخ) ابن رشیدالدولة، ششمین از سلاطین آل مرداس در حلب است که بسال ۴۶۸ هـ . ق. بجای پدر نشست. وی شهر منبج را از تصرف رومیان بیرون آورد و برادرش سابق یا شبیب حلب را تا سال ۴۷۲ هـ . ق. MMM ۱۰۷۹ م. تحت حکومت خود داشت و مسلم عقیلی در این تاریخ بر آن مستولی شد. (طبقات سلاطین اسلام ص ۱۰۳ و ۱۰۴).[ جَ لُدْ دُ لَ ] (اِخ) ارسلان شاه بن طغرل. رجوع به ارسلان شاه در همین لغت نامه شود.[ جَ لُدْ دُ لَ ] (اِخ) ارسلان شاه بن طغرل. رجوع به ارسلان شاه در همین لغت نامه شود.[ جَ لُدْ دُ لَ ] (اِخ) حسن بن علی بن صدقه مکنی به ابوعلی از وزیران المسترشد بود که در نصیبین بسال ۵۴۹ هـ . ق. متولد شد. وی مردی ادیب و فاضل و کافی بود و به سال ۵۱۳ بوزارت رسید ولی دیری نپایید و معزول شد زیرا که در آن ایام دبیس بسبب شوکت بر خلفاء غالب بود، و مسترشد را بعزل جلال الدوله واداشت. بعد از اندک زمانی استیلاء دبیس نقصان گرفت.خلیفه بار دیگر جلال الدوله را بوزارت منصوب داشت.وی به سال ۵۲۲ هـ . ق. وفات یافت. (تجارب السلف ص ۲۹۸). و رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص ۳۸۵ و دستور الوزراء ص ۹۲ و رجوع به ابوعلی صدقه در همین لغت نامه شود.[ جَ لُدْ دُ لَ ] (اِخ) کیومرث بن بیستون بن اسکندر از حکّام آل پادوسبان است که در استراباد حکومت داشتند. وی به سال ۸۵۷ هـ . ق. وفات کرد. (ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۹۳).[ جَ لُدْ دُ لَ ] (اِخ) محمدبن محمودبن سبکتکین غزنوی است. رجوع به محمدبن محمود ... در همین لغت نامه شود.[ جَ لُدْ دُ لَ ] (اِخ) مسعودبن ابراهیم غزنوی پس از پدر پانزده سال پادشاهی کرد و به سال ۵۰۸ هـ . ق. وفات یافت. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۳۹۷ و مسعودبن ابراهیم شود.[ جَ لُدْ دُ لَ ] (اِخ) ملکشاه سلجوقی. جلال الدوله لقبی است که خلیفهٔ بغداد به ملکشاه سلجوقی داده است. رجوع به تاریخ حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۴۹۰ و تاریخ الخلفاء ص ۲۷۹ و ملکشاه در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «جلالالدولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر