معنی جلاق
5 بازدید
[ جَ لْ لا ] (ع ص) آنکه جلق می زده باشد. (آنندراج). جلق زننده و استمناءکننده. (ناظم الاطباء): هوای ...ن دگر افتاد بر سرم آن به که شب برغم ...س از ذوق ...ن شوم جلاق. فوقی یزدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جلاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر