معنی جلاس
5 بازدید
[ جُ لْ لا ] (ع ص، اِ) جِ جالس. (اقرب الموارد) رجوع به جالس شود. || جِ جلیس، بمعنی همنشین. (منتهی الارب). رجوع به جلیس شود.[ جِ ] (ع مص) مجالسة. (ناظم الاطباء). رجوع به مجالسة شود.[ جُ ] (اِخ) ابن سوید انصاری از صحابیان است. (منتهی الارب). و رجوع به الامتاع و المؤانسة ج ۱ ص ۴۵۳ و ۴۵۴ و ۴۷۹ شود.[ جُ ] (اِخ) ابن عمرو از صحابیان است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جلاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر