معنی جلادت
6 بازدید
[ جَ دَ ] (ع اِمص) چستی و چابکی و دلیری. (ناظم الاطباء) (آنندراج از غیاث و کشف و صراح). چالاکی. (ناظم الاطباء): همگان اقرار کردند که در مدت عمر خویش از چنین جلادت در کسی یاد ندارند. (تاریخ بیهقی). بیایمت که ببینم کدام زهره و یارا روم که بی تو نشینم کدام صبر و جلادت. سعدی. - جلادت داشتن؛ دلیری و چالاکی داشتن. (ناظم الاطباء). - جلادت کردن؛ چالاکی و دلیری کردن. (ناظم الاطباء). - جلادت اثر، جلادت شعار؛ دلیر و بی باک. توانا و قادر و شجاع. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جلادت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر