معنی جلاجلی
4 بازدید
[ جَ جِ ] (ص نسبی) نسبت است به جلاجل. (لباب الانساب). رجوع به جلاجل شود.[ جَ جِ ی ] (اِخ) حسن بن موسی بن حسن بن عبادبن ابی عباد نسائی انصاری معروف به ابن ابی السری از محدثان است. وی از ابی الاشعث احمدبن مقدام عجلی و جز او روایت کند و از او ابوحفص بن شاهین روایت دارد. (از لباب الانساب).[ جَ جِ ی ] (اِخ) موسی بن حسن مکنی به ابوالسری از محدثان است. وی از روح بن عبادة و عفان بن مسلم و جز ایشان روایت شنیده و از او محمدبن مخلد دوری روایت دارد. وی در صفر سال ۲۸۷ هـ . ق. وفات یافت. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «جلاجلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر