معنی جلاجل
5 بازدید
[ جُ جِ ] (ع اِ) غلام و کودک. (از اقرب الموارد). || صلی الله علیه و آله و سلم سبک روح شادمان در کار. (از اقرب الموارد). رجوع به جُلجُل شود. || روشن آواز: حمار جلاجل؛ خر روشن آواز. غلام جلاجل؛ کودک روشن آواز. (از منتهی الارب).[ جُ جِ ] (ع اِ) غلام و کودک. (از اقرب الموارد). || صلی الله علیه و آله و سلم سبک روح شادمان در کار. (از اقرب الموارد). رجوع به جُلجُل شود. || روشن آواز: حمار جلاجل؛ خر روشن آواز. غلام جلاجل؛ کودک روشن آواز. (از منتهی الارب).[ جَ جِ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب).[ جَ جِ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جلاجل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جل» برای سرودن شعر