معنی جقرم
6 بازدید
[ جَ رَ ] (ع مص) آراستن. آرایش کردن. مزین کردن. زیور بستن. زینت کردن. || مشهور کردن. شهره کردن. نامدار کردن. (دزی).
کلمات همقافیه با «جقرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر