معنی جفیل
6 بازدید
[ جَ ] (ع ص، اِ) بسیار. کثیر. (از اقرب الموارد). آنچه به بسیاری وصف کنند آنرا. (منتهی الارب). || آنچه بریده شود از زراعت وقت کلانی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || پشم. (از ذیل اقرب الموارد). پشم بسیار. (منتهی الارب).[ جِ فْ ف ] (ع ص، اِ) جفول. اسب ترسو و رمنده. || ترسو. بزدل. ترسان از سایهٔ خود. خائف. || بدگمان. ظنین. (دزی). رجوع به جفول شود.
کلمات همقافیه با «جفیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر