معنی جفو
5 بازدید
[ جَ فْ وْ ] (ع مص) ستم کردن. || ملازم نگردیدن مال خود را. || دور شدن از چیزی. (منتهی الارب). برگشتن و دور شدن و ترک کردن: جفت جفونی النوم؛ یعنی پلکهای من خواب را ترک گفتند. (دزی).
کلمات همقافیه با «جفو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فو» برای سرودن شعر