معنی جفنة

معنی جفنة

5 بازدید
[ جَ نَ ] (ع اِ) واحد جَفن است به معنی شاخ رز. (از اقرب الموارد). || بیخ رز. (مهذب الاسماء). || کاسهٔ بزرگ. (بحر الجواهر) (دهار) (ترجمان علامهٔ جرجانی) (مهذب الاسماء): و مراد به جفنة لاوکی است که عرب در آنجا مثل لاخشه و رشته و چنگال و دیگر انعام طعام خورند و مشهور است در میانهٔ ایشان. (تاریخ قم ص ۲۷۵). رجوع به جفان شود. || کاسهٔ چوبین. (بحرالجواهر). || چاه کوچک. چاه خرد. (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || خمرة. خمر. شراب. باده. می. نبیذ. (از اقرب الموارد). || صلی الله علیه و آله و سلم مرد سخی. (منتهی الارب). کریم. (اقرب الموارد). ج، جِفَن و جِفان و جَفَنات.
[ جَ نَ ] (اِخ) ابن عمرو مزیقیاءبن عامر ماءالسماءبن حارثة الغطریف. از قبیلهٔ ازد کهلان، امیرغسانی و از قدماء جاهلیان است. گویند وی نخستین کسی است که فرمانروایی غسانیان را در نواحی جنوب شام بر عهده گرفت و امراء غساسنه (غسانیان) بوی منسوبند و آنان را آل جفنة گویند. حسان گفته است: «اولاد جفنة حول قبر أبیهم ...» امیرنشین این خانواده الجابیة از قریه های جولان (میان دمشق و مزیریب) بود پس از آنکه بر کنار اردن و وادی یرموک جنوبی دست یافتند قلمرو حکومت آنان تا تدمر و کنار شمالی فرات بسط یافت. جفنة از دلاوران و شجاعان بنام بود و با ضجاعم (امراء بلقاء و حوران) جنگ کرد و آنان را مقهور ساخت. وی آثار بسیار بنا کرد و مدت حکومت او طولانی شد. خزرجی گوید: چون جفنةبن عمرو پس از ملوک سلیحی قضاعة به فرمانروائی شام رسید قضاعة و جز آنان مطیع وی شدند. وی دمشق و قراء آنرا بنا نهاد و تعدادی چشمه احداث کرد. نویری نویسد که مدت فرمانروایی بنی جفنة ۶۱۶ سال بود تا زمان عمربن خطاب و مجموع کسانی که در این خاندان به فرمانروایی رسیدند ۳۷ تن بودند. (الاعلام زرکلی ج ۲). و نیز رجوع به آل جفنة شود.
[ جَ نَ ] (اِخ) الاصغربن منذر اکبر، امیر غسانی بود که مردم بادیةالشام به اطاعت او درآمدند. وی مردی سخت گیر و خونریز بود و گویند به سبب سوزاندن حیرة به محرق ملقب گردید. جفنة در حدود قرن سوم میلادی یا پس از آن میزیست و الآلوسی گوید که وی دست تجاوز به بنی ضبة (طوائف ایاد و تغلب) دراز کرد. زیدالفوارس ضبی در بزاخة او را به قتل آورد. (الاعلام زرکلی ج ۲).

کلمات هم‌قافیه با «جفنة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید