معنی جفره
4 بازدید
[ جَ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان بوشهر در ۵۵۰۰گزی جنوب بوشهر و سه هزارگزی راه شوسهٔ بوشهر به شیراز در ساحل دریا. جلگه و گرمسیر است و ۶۰ تن سکنه دارد. آب آن از چاه و محصول آن غلات صیفی و شغل اهالی زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). قریه ای است شش فرسنگ کاروانی میانهٔ شمال و مشرق بوشهر. (فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «جفره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر