معنی جفت و جلا کردن
6 بازدید
[ جُ تُ جَ کَ دَ ] (مص مرکب) نظیر ریش و گیس بهم بافتن. پشت هم انداختن. (امثال و حکم دهخدا). حقه جور کردن. پشت هم اندازی کردن: شبانه روز کارش جفت و جلا کردن و مال مردم به مفت بردن است. (فرهنگ عوام). || مرتب کردن: این در را خوب جفت و جلا کرده اند. (فرهنگ عوام).
کلمات همقافیه با «جفت و جلا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر