معنی جفت بودن
5 بازدید
[ جُ دَ ] (مص مرکب) پیوسته شدن و مانند هم بودن. (ناظم الاطباء). لنگه و تای چیزی بودن. نظیر و عدیل چیزی بودن. || استوار بودن و در جای خود قرار داشتن: در اطاق جفت است؛ یعنی، درست بسته شده است. || قرین و دمساز بودن : همه روز با درد و غم بود جفت ز اندیشه چون شب درآمد نخفت.فردوسی. دگر روز قیصر به بالوی گفت که امروز با اندیان باش جفت.فردوسی. بدان جایگه شاد و خندان بخفت تو گفتی که با ایمنی بود جفت.فردوسی. کاری است مرا نیکو حالی است مرا خوب با لهو و طرب جفتم و با کام و هوی یار. فرخی.
کلمات همقافیه با «جفت بودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر