معنی جفتک انداختن
3 بازدید
[ جُ تَ اَ تَ ] (مص مرکب) جفته انداختن. لگد پراندن. از پشت با دو پا لگد پرانیدن. لگد زدن. آلیزیدن. رکل. اسکیزه. اسکیزیدن. || مخالفت کردن. (فرهنگ عامیانه). || بدرفتاری کردن. بدلعابی کردن. (فرهنگ عوام). || دیر پذیرفتن. سخت قبول کردن چیزی را و دردسر ایجاد کردن.
کلمات همقافیه با «جفتک انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر