معنی جفا کشیدن
9 بازدید
[ جَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) جفا بردن. متحمل جفا و ستم شدن. آزار و ظلم کسی را تحمل کردن : جفای عشق تو چندان که میکشد سعدی خیال عشق تو از سر نمیکند بیرون.سعدی. شرطست جفا کشیدن از یار خمرست و خمار و گلبن و خار.سعدی. ز دوستان بجفا سیر گشت، مردی نیست جفای دوست زنم، گر نه مردوار کشم. سعدی. رجوع به جفا بردن شود.
کلمات همقافیه با «جفا کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر