معنی جفا کار
6 بازدید
[ جَ ] (ص مرکب) که جفا پیشه دارد. که عمل او جفاست. جفاکاره. جفاپیشه. جفاکیش. جفاجوی. ستمگر. بیدادگر. که کار او جور و جفاست. جافی : بر وفای وعدهٔ نیک و جزای خیر کرد بر وفاداران بشیری بر جفاکاران نذیر. سوزنی. الا گر جفاکاری اندیشه کن وفا پیش گیر و کرم پیشه کن.سعدی. دگر به یار جفاکار دل مده سعدی نمیدهیم و بشوخی همی برند از پیش. سعدی. خیلتاشان جفاکار و محبان ملول خیمه را همچو دل از صحبت ما برکندند. سعدی.
کلمات همقافیه با «جفا کار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر