معنی جفاپیشه

معنی جفاپیشه

5 بازدید
[ جَ شَ / شِ ] (ص مرکب) جافی. که جفا پیشه دارد. که کار او جفاست. جفاکار. ظالم و ستمکار. (برهان). ستمگر. (ناظم الاطباء). آن که پیشهٔ او ظلم و ستم باشد. (آنندراج): جفاپیشه بدگوهر افراسیاب ز کینه نه آرام جوید نه خواب.فردوسی. نکوهیده باشد جفاپیشه مرد به گرد در آزداران مگرد.فردوسی. جفاپیشه گشت آن دل نیکخو پراندیشه شد، رزم کرد آرزوفردوسی. دو مرد جفاپیشه را دل ز درد بپیچید و شد رویشان لاجورد.فردوسی. منوز جفاپیشه گفت این نبرد همه سخت از آن باد بوده است و گرد. اسدی (گرشاسب نامه). تیر و بهار دهر جفاپیشه خردخرد بر تو همی شمرد و تو خود خفته چون حمیر. ناصرخسرو. هنر آنست که پیغمبر خیرالبشر است وین ستوران جفاپیشه بصورت بشرند. ناصرخسرو. نفس جفاپیشه ات ماری بد است قصد سوی کشتن این مار کن.ناصرخسرو. سازگاری کن با دهر جفاپیشه که بد و نیک زمانه به قطار آید.ناصرخسرو. از بد گنبد جفاپیشه کرد چندان که باید اندیشه.نظامی. آن جفاپیشه را که بود وزیر پای تا سر کشیده در زنجیر.نظامی. چو دیدی که دارا جفاپیشه گشت گناهی نه، با من بداندیشه گشت.نظامی. اگر بر جفاپیشه بشتافتی کی از دست قهرش امان یافتی.سعدی. بزرگی جفاپیشه در حد غور گرفتی خر روستائی بزور.سعدی. خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند.سعدی. و حاکم شرع جفاپیشه از هر ظالمی بدتر است. (مجالس سعدی). رجوع به ستمگر و بیدادگر و ظالم شود. || گناهکار. (برهان). گنهکار. (انجمن آرا). || کنایه از معشوق و مطلوب هم هست. (برهان).

کلمات هم‌قافیه با «جفاپیشه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید