معنی جفان
5 بازدید
[ جِ ] (ع ص، اِ) کاسه های بزرگ. || بخشندگان. سخاوتمندان. || چاههای کوچک. (منتهی الارب). جِ جَفْنَه. || شاخه های رز. (غیاث) (آنندراج). رجوع به جفنه و جفنات شود. || جفان کالجواب؛ کاسه های بزرگ همچو حوض. (غیاث) (آنندراج): «یَعْمَلون له مایشاء من مَحاریبَ و تماثیل و جفان کالجواب و قدور راسیات اِعملوا آل داود شکراً و قلیل من عبادی الشکور.» (قرآن ۳۴/۱۳).[ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گورگ سردشت بخش سردشت شهرستان مهاباد. واقع در ۲۲۵۰۰گزی شمال سردشت و ۶هزارگزی باختر شوسهٔ مهاباد -سردشت. کوهستانی و جنگلی و معتدل است و سکنهٔ آن ۹۵ تن است. آب آن از رودخانهٔ سردشت و محصول آن غلات و توتون و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «جفان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر