معنی جفال
5 بازدید
[ جُ ] (ع اِ) کفک شیر. || هر چه به بسیاری وصف کنند آنرا. || صوف بسیار. || موی بسیار. آب آورد سیل. (منتهی الارب). || سرجوش دیگ. (آنندراج). رجوع به جفاله شود.
کلمات همقافیه با «جفال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر