معنی جفاء

معنی جفاء

7 بازدید
[ جَ ] (ع مص) ملازم نگردیدن مال خود را. || برداشتن زین را از پشت اسب. (منتهی الارب). || قرار ناگرفتن چیزی بر جای خویش. (تاج المصادر بیهقی). قرار نایافتن چیزی بر جای خویش. (المصادر زوزنی). || دور شدن. (منتهی الارب). تغییر مکان دادن. دور شدن از کسی. بریدن از کسی. خلاف وفا. || درشت و بدخوی شدن. (منتهی الارب). || (اِمص) ستمگری. ظلم. جور. اعداء. خشونت. غلظت. مقابل رقت و وفا.
[ جُ ] (ع اِ) رودآورد. (مهذب الاسماء). آب آورد و کفک آب و جز آن. (منتهی الارب). برانداختهٔ آب. خاشاک رودآورد. خاشه ای که آب با کناره افکند. خاشاک بر لب آب. خاشاک بر سر رود یعنی،آن که سیل بر کنار افکند. آب بدرانداخته. خاشاک با کف. گیاه و خاشاکی که رود و سیل برد. زبد. کف : و اما الزبد فیذهب جفاء. (قرآن ۱۳/۱۷). بهر آن است این ریاضت و این جَفا تا برآرد کوره از نقره جُفا.مولوی. || باطل. || کشتی خالی. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «جفاء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید