معنی جغوربغور
6 بازدید
[ جَ بَ ] (اِ مرکب) جغربغر. قلیه پیتی. حسرت الملوک. خوراکی است که از سرخ کردن جگر و دل و قلوهٔ خردکرده و پیاز در روغن میپزند. رجوع به چغربغر و حسرت الملوک شود. در پایان دیوان ابواسحاق اطعمه در شرح اصطلاحات دیوان، حسرت الملوک بمعنی بریان دل و جگر آمده است.
کلمات همقافیه با «جغوربغور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر