معنی جغنه
7 بازدید
[ جَ نَ / نِ ] (اِ) مرغی است فراخ چشم و زردرنگ و جغنق معرب آنست. (برهان) (آنندراج). در گناباد خراسان نوعی جغد را گویند که بفال بد گیرند.[ جِ غِ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان درزآب بخش حومهٔ شهرستان مشهد واقع در ۳۱هزارگزی شمال باختری مشهد کنار راه قدیمی مشهد -قوچان. جلگه و هوای آن معتدل است و ۷۶ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و چغندر و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «جغنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر