معنی جغناب
6 بازدید
[ جِ غَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بدوستان بخش هریس شهرستان اهر واقع در ۳۴هزارگزی باختر هریس و ۳هزارگزی شوسهٔ تبریز -اهر. کوهستانی و هوای آن معتدل است و ۴۱۱ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنعت دستی ایشان فرش بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ جِ غَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گیوی بخش سنجبد شهرستان هروآباد واقع در ۱۰هزارگزی شمال گیوی (مرکز بخش) و ۵هزارگزی شوسهٔ هروآباد -اردبیل. کوهستانی و هوای آن معتدل است و ۳۶۲ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ جِ غَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیبر بخش شهرستان اهر در ۱۲هزارگزی جنوب کلیبر و ۳هزارگزی شوسهٔ اهر -کلیبر. کوهستانی و هوای آن معتدل است و ۱۶۶ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنعت دستی ایشان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد و در دو محل نزدیک بهم جغناب بالا و جغناب پائین هست که جغناب بالا ۱۳۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «جغناب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر