معنی جغز
6 بازدید
[ جَ ] (اِ) وق واق و غوک باشد و وزغ و غنموش و قماس و مکل و بزغ نیز خوانندش و به تازی غنجوی گویند. (اوبهی): هر چند که درویش پسر فغ زاید در چشم توانگران همه جغز آید. ابوالفتح بستی. رجوع به چغز شود.
کلمات همقافیه با «جغز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غز» برای سرودن شعر