معنی جغربغر
7 بازدید
[ جَ غُ بَ غُ ] (اِ مرکب) جغوربغور. جگر و دل و قلوهٔ گوسفند را که خردکرده و با پیاز در روغن سرخ کرده باشند. قلیه پیتی. حسرت الملوک. رجوع به جغوربغور و حسرت الملوک شود.
کلمات همقافیه با «جغربغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر