معنی جغرات

معنی جغرات

5 بازدید
[ جُ ] (اِ) به لغت سمرقند ماست را گویند و معرب آن سقرات است. (برهان). صقرات. صغراط. چغرات. (مقدمة الادب). هدبد. (السامی فی الاسامی). صغرات. (ربنجنی). جرعلیک. جرعکوک. فدفد. دوایه. ضرعمط. (منتهی الارب). لبن رائب. لبن حامض : دو کوشه (کذا) جغرات آوردند... خادمهٔ مادر درویش دو کوشه (کذا) جغرات و کفچه آورد... خواجه از حقیقت آن جغرات پرسیدند... تفحص می باید نمود تا حقیقت این جغرات معلوم شود. (انیس الطالبین ص ۱۳۸). شیر عاشقت به پستان در جغرات شده است چشم دارد که فروریزد در کیفر تو. طیان. کشک دار و زهک زردات لبن جغرات ماست چربه شیر و زبده مسکه دوغ کردی بار خر. بسحاق اطعمه. رجوع به چغرات شود.

کلمات هم‌قافیه با «جغرات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید